ابو القاسم راز شيرازى
335
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
مدّعى بدون حق داشتن ، كاذب است ، و اگرچه مخفى باشد مدّعاى او . و نيست نصيب و بهره از براى عجبدارنده از آن چيز كه عجب مىكند به واسطهء آن ، اگرچه طولانى باشد زمان آن . پس به درستى كه اوّل عملى كه كرده مىشود به شخص معجب « 2 » ، جدا كردن مايه و سبب عجب اوست تا آنكه بداند كه او عاجز و حقير است ، و شاهد شود بر نفس خود تا آنكه بوده باشد حجّت حقّ تعالى بر او مؤكّد چنانكه كرده شد به « ابليس » . و عجب ، گياهى است كه تخم آن كفر است ، [ و زمين آن نفاق ، و آب آن ظلم ، و شاخههاى آن نادانى ، و برگ آن گمراهى ] ، و ثمر آن لعنت است و مخلّد « 3 » بودن در آتش ؛ پس كسى كه اختيار كرد خودبينى را ، پس بتحقيق كشته است تخم كفر را ، و زرع كرده است نفاق را ؛ و ناچار است از آنكه ثمر كند . تحقيق تفصيلى بدان كه : عجب ، صفتى است مذموم ، و خلقى است ردىّ و مرضى است قوىّ در نفس شخص معجب كه فاسد مىسازد علوم و اعمال صالحهء او را ؛ زيرا كه عجب ، عظيم شمردن علم يا عمل است بدون مشاهدهء توفيق و منّت از حقّ تعالى در آن ؛ و اين صفت ، باعث مىشود سلب توفيق و تأييد را از معجب ؛ و از انقطاع توفيق از عبد ، مخذول « 4 » مىگردد و نزديك مىشود به هلاكت ؛ چنانكه از حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - وارد است كه : « سه چيز از جملهء
--> ( 2 ) - خودپسند و صاحب عجب ( 3 ) - جاويدان ( 4 ) - زبونگرديده ، فروگذاشته شده